تبليغاتX
خلوتکده دایی

روزگار است، گه عزیز و گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد!


در روزگار قدیم، دنیا دیده ای حکیم که در اقصی نقاط جهان سفر بسیار می کرد، قصد ورود به شهری را داشت که در دروازه شهر ناگهان و در نهایت حیرت شاهد صحنه تازه و عجیبی شد!

وی متوجه شد که مرد میانسالی را در ابتدای دروازه شهر به بند کشیده اند و مردم نیز موظف شده اند که در هر بار ورود و خروج از این دروازه به عنوان یک وظیفه و الزام حکومتی به صورت این مرد میانسال چند لخته تف انداخته و سپس عبور کنند!

مرد دنیا دیده متحیر شد و ماجرا را پرسید؟! ماموران دروازه شهر به وی گفتند: این مرد حاکم قبلی این شهر است و هم اینک فرد دیگری با شکست ایشان، حاکم این شهر شده است و این الزام به دستور ایشان انجام می شود تا درس عبرتی برای او و همه کسانی باشد که شاهد این صحنه اند!

پیر دنیا دیده با شنیدن این توضیحات بیشتر متحیر شد و گفت:آیا حاکم جدید این شهر،خود هم از این صحنه عبرت می گیرد؟!! و آیا می داند که او هم شاید روزی توسط حاکم دیگری به این سرنوشت مبتلا گردد؟!!

بس بگردید و بگردد روزگار/دل به دنیا در نبندد هشیار/ای که دستت میرسد کاری بکن/پیش از آن کزتو نیاید هیچکار! /چنین است رسم سرای درشت/گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

زندگی را اینگونه باید دید:

1- مرد را به عقلش، نه به ثروتش.
2- زن را به وفايش، نه به جمالش.
3- دوست را به محبتش، نه به کلامش..
4- عاشق را به صبرش، نه به ادعايش.
5- مال را به برکتش، نه به مقدارش
6- خانه را به آرامشش، نه به اندازه اش.
7- دانشمند را به علمش، نه به مدرکش.
8- شخص را به انسانيتش، نه به ظاهرش.

9- سخنان را به عمق معنایش، نه به گوینده اش

كسي كه از ديوار آبروي مردم بالا مي رود يه همان ارتفاع از نردبان رسوايي خود بالا رفته است .

زندگي شبيه به يك مسابقه كشتي است . مواظب باشيم فن « زشت و زيبا »ي آن ، كمر ما را به خاك نمالد.

مي توان دل شكسته را بند زد و او را دلبند خود كرد


آنان كه در مسيير زندگي خود را به باد ميسپارند، زود ميرسند ولي سالم نميرسند.